غیر مستقیم ---- TaTaloo - Tohi - Rezaya - 2afm - Tome نمک رو زخم من نپاش تویی تنها دلخوشیم غیر مستقیم دیگه نداشت نگو ما مال هم نمیشیم از رو دلسوزی میخندی میگی همش تو فکرمی چرا زورکی واسه من از عاشقی دم میزنی حالا که میخوای بری نمیخواد بهم بگی عاشقمیو منو خیلی دوسم داری واسه ی نبود من خدا خدا نکن وقتی که رفتی از پیشم پشتتم نگاه نکن ... میخوای بزاری بری ببینی بعد تو من با کس دیگه ایمو یا فقط تو کف توام اینکه من تو رو میخوام معلومه غیر مستقیم آره تو منو نمیخواستی بود عیب تو همین ازت ممنونم اگه با من موندی زورکی آره ممنونم اگه بازم خوندی زورکی نامه هامو حال و روزمو نپرس و برو دیگه ببین تهی هرجا بشینه داستان تو رو میگه. حالا که میخوای بری نمیخواد بهم بگی عاشقمیو منو خیلی دوسم داری واسه ی نبود من خدا خدا نکن وقتی که رفتی از پیشم پشتتم نگاه نکن ... دیگه نیازی که باید بری غیر مستقیم برو ولی 1 درصد فکر نکن قیدتو زدی خواستی دلمو ببری بردی خداییشم تنها بدی عشق اینه عاشقا جدا میشن ازت ممنونم اگه واسم دل میسوزونی تو آره ممنونم اگه هنوزم به فکرمی تو بگو اندازه من میخوره کی غم تو راستی راستی نمیخوای بیام به دیدن تو . برو ... حالا که دوسم نداشتی تو بزار برو ... برو نمیخواد به پای من بسوزی و بسازی برو نمیخواد که واسه من عشقتو ببازی حالا که داغی میگی داری میری ما رو حلال کن بدیارو ببخش میدونم خوبیا رو الان تو حق داری نبینیو بگی بد بودم همش اگه تا الانم با من بودی ممنونم ازت آره ممنونم اگه با هر ساز من رقصیدی تو راستی راستی عروسک ناز من تقصیری نداشتی که نذاشتی من داشته باشم تو رو یا که دل تو موندن تو نخواسته با من برو. حالا که میخوای بری نمیخواد بهم بگی عاشقمیو منو خیلی دوسم داری واسه ی نبود من خدا خدا نکن وقتی که رفتی از پیشم پشتتم نگاه نکن ...
::
نوشته شده در 87/02/05 توسط مـرتـضـی
|

همایون ---- لالایی لا لا لا لا لا لا گل پونه بیا که بدون تو دل خونه بیا که بدون تو تن خستم لبریز از حس جنونه لا لا لا لا لا لا گل لاله زندگی بی تو واسم محاله بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش می ناله گریه شده کار منو غصه شده همدم من قطره ی اشک نو چشام شده شریک غم من خونه بدون تو شده مثل یه زندون سوت و کور من موندمو هق هق واسه خاطره های جورواجور بیا که با اومدنت تموم میشه دردای من بیا که وقتی تو باشی قشنگ میشه دنیای من لا لا لا لا لا لا گل پونه بیا که بدون تو دل خونه بیا که بدون تو تن خستم لبریز از حس جنونه لا لا لا لا لا لا گل لاله زندگی بی تو واسم محاله بیا از اون وقتی که رفتی این دل داره همش می ناله بدون که تو هق هق من جز غم دوری حرفی نیست بدون دلیل گریه هام جز بی تو بودن چیزی نیست برای من که عاشقم عشق همیشگی تویی اون که کنارش دلخوشم فقط تویی تویی تویی ...
::
نوشته شده در 87/02/05 توسط مـرتـضـی
|

یاس ---- درد دل می دونی یه حرفایی هست که ممکنه آدم روش نشه بزنه ولی اگه تو دلت بمونه یه عقده می شه بیا با هم درددل کنیم ... زنگ مدرسه خورد همه کتاب و دفتر رو جمع کردند و واسه ادامه رفتن همه شاد از اینکه حالا برن خونه خوب چیزی نیست که اونا را برنجونه ولی خونه واسه من بود طور دیگه یاس داستانشو اگه بتونه می گه تو دلم به همکلاسیا گفتم خوش به حالت همیشه اساس ماها بوده پشت وانت باید الان بری تکالیفو بنویسی و بعد بشینی به تماشای تلویزیون بابا سر شام به بچش بنازه پس فردا تو سرحالی سر کلاس درس ولی من نمی خوام که برم خونه واسه چی برم حالا که دلم خونه وقتی که دردا منو دوره کردن مثل طناب دار پیچیدن به دور گردن من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا س می خونم من از دردام بیا غمو از دلم بردار میشینم فکر می کنم به خودم می گم آیا داستان من بدتر نبود از بینوایان قصه ی روز فرار ما به یه شهر مرزی تو اتاق بی چراغ و یک شمع قرضی تو خونه ای که از بیماری مادر تب کرد پول دارو نبود یعنی باید صبر کرد تا کی کی به داد این حس برسه وجود من پر از درد و استرسه هر چی داد و فریاد زدم و هر چی اشک انگار صدام می پیچید به خودم بر میگشت تو خونه و خیابون حتی هنگام درس توی فکر اینکه فردا دم زندان قصر چه طور باید هشت ساعت بکوب بشینم تا بابامو من از پشت شیشه یه ربع ببینم مهم نبود زندگی بکنم با نون خشک مهم اینه کودکی منو قانون کشت من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا س می خونم من از دردام بیا غمو از دلم بردار نمی خوای بمیری شیرینی جون آدمه دلیل من واسه زندگی خونوادمه خونواده ای که روز خوشی نداشتن خواستن ولی دشمنا نذاشتن نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب کنه چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده واسه خدا بودم مثل موش آزمایشگاه نتیجه ها روبرو شده باز با اشکال مشکلاتی که می خونم پای گوشه دردم جبران چه نمی خوام دنبال سوژه بگردم سوژه زندگیمه که من شدم یک سره ویران ولی مهم اینه هنوز هستم پسر ایران آره کمر من زیر این بار خمیده شد ولی قدرتی توی وجودم دمیده شد من به آینده های روشنم اعتقاد دارم چون که آینده هان که به من اعتماد دارن من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفا س می خونم من از دردام بیا غمو از دلم بردار نترس خدا تو را واسه درد انتخاب کنه چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده شاید بگی که یاس همه حرفاش شعاره ولی به خدا روزای خوبم انگشت شماره...
::
نوشته شده در 87/02/05 توسط مـرتـضـی
|

میدونی که اینو یاس از تو داره نقصی گذشته هام مثل تومار مغزی دور و بر منو مثل دیوار فرضی میگیرنو میشم مثل یه بیمار مغزی نمیدونم که کی داره تقصیر حوصله ندارم بکنم اینا رو تفسیر وقتی که اشکت چکیده یکی یکی حرفی که تو قلبته بگو به کی بگی داستان منو نمیدونی تو زیر آسمان کبود حالا اون آدم رازدار و صبور واسه ی خونواده پاسدار هنوز گذشته ی منه مثل کتاب داستان به دنبال یه روزی که بتابه آفتاب یه حس میگه به اون روز نزدیکم نزدیک نزدیکتر... هروقت دلم میگیره از همه قلم تو دستمه و مینویسم از این که سرسخت باید پای دردا وایستم تا برسم به فرداهای روشن قلبم میگه میکروفن و بردار تو بخون حالا از همه ی دردا تا مرحم باشه واسه دل شکستت تا نمونی تو پای گله و حسرت... وقتشه دیگه بخونم و وقت ندم بگم از روزایی که زیر برف یخ زدم مقصدم که به سمت کسب درآمد حالا دیگه ازم رفته طراوت تو پول درمیاری و بعد سرکار میبینی جیب شده هم وزن پر کاه فقط خودتی و دور و بر و مشکل اونوقت کیه که بکنه تو رو تر و خشکت آره این روزا اوضاع آرومه مشتی فردا از سختیا تو بارون اشکی روزی میرسه که بابا مامان پیرن یا مثل پدر من از این دنیا میرن حالا 7 ساله که خالیه پشتم خدا بوده باعث و بانیه رشدم خیلی سخته ولی میدونم اینو میتونم ... هروقت دلم میگیره از همه قلم تو دستمه و مینویسم از این که سرسخت باید پای دردا وایستم تا برسم به فرداهای روشن قلبم میگه میکروفن و بردار تو بخون حالا از همه ی دردا تا مرحم باشه واسه دل شکستت تا نمونی تو پای گله و حسرت... وقتشه به تو بگم تو بدونی پس یه حرفی که میخونم از درون قلب تو سختیا چگونه من با یه کوه غم رو قلبی که دیگه شکسته جلو برم خسته و اسیر درد تو مسیر بعد و وقتی که کسی نبود و رفیق من و سختیه چیزی که شد نصیب من پس دیگه از این به بعد بذار به تو بگم عزم و جذب میکنم مثل سرباز اینو بدونی نیستم یه قصه پرداز و پرواز میکنم به سمت هدف پس باخت کسی که به حمله نرفت تا حالا سرنوشت بوده یه داور بد ولی دلیل نمیشه برسم آخر خط حالا خیلی مونده ولی تخته گاز جلو میرم حالا با فکر و مغز باز هروقت دلم میگیره از همه قلم تو دستمه و مینویسم از این که سرسخت باید پای دردا وایستم تا برسم به فرداهای روشن قلبم میگه میکروفن و بردار تو بخون حالا از همه ی دردا تا مرحم باشه واسه دل شکستت تا نمونی تو پای گله و حسرت... 
::
نوشته شده در 87/01/07 توسط مـرتـضـی
|

بنیامین و میلاد باران به همراهی اسام---- میرم میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه دیوار اتاقت از عکسم خسته شه میرم تا بارون منو یاد تو نندازه میرم یه جای تازه ... میرم با چشمای خیس و قلبی بی گناه میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه هر جا میرم اما بازم یادت میفتم اینو به همه گفتم ... میرم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست کاش میشد تا ببینی من اینجا چه تنهام وقتی که تو نباشی به هم میریزه دنیام اینجا کسی نیست با چشمای ناز و روشن بی تو چه غریبم من ... از هر جا رد میشم میاد عکست روبروم سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم دارم آروم آروم مرگو به جون میخرم دیدی چی اومد سرم ... میرم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست میرم...
::
نوشته شده در 86/12/14 توسط مـرتـضـی
|

محسن چاوشی ---- زخم زبون من با زخم زبونت رفیقم مرحم بزار با حرفات رو زخم عمیقم با توام که داری به گریم میخندی کاش میشد بیایی و به من دل ببندی تنها بودن یه کابوس شوم عزیزم کار دل نباشی تمومه عزیزم...
::
نوشته شده در 86/12/10 توسط مـرتـضـی
|

::
نوشته شده در 86/12/03 توسط مـرتـضـی
|

محسن یگانه ---- چشمای خیس من دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه بازم دلم گرفت و گریه کردم بازم به گریه هام میخندم بازم صدای گریمو شنیدم همه به گریه هام میخندن دوباره یه گوشه میشینمو واسه دلم میخونم هنوز تو حسرت یه همزبونم ولی نمیشه و اینو میدونم دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده... 
::
نوشته شده در 86/11/26 توسط مـرتـضـی
|

جمشید جم ---- یار دبستانی من یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ؛ مرده دلای آدماش دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه؟ یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما...
::
نوشته شده در 86/11/13 توسط مـرتـضـی
|

یاس ----- به امید ایران واسه 3 دقیقه تو دلت راه بده مارو تا من نشون بدم ایرانو رابطه ها رو ایران شده اسیر یه ویروس مرگبار دیگه احتیاجی به حرفای سیاسی نداریم دیگه به دشمنای خارجی نیازی نداریم یه جنگه روانیه حالا داخله ایرانه همه افتاديم به جون هم عاقل و دیوانه تا با مشکلات زندگی کشتی بگیری وقتی رفتی میبندیم به فحش خوارو مادر توجه نمیکنیم ديگه به حس باطن پس باهات اگه داشه باشي استفاده میگن این بهترین کس واسه ازدواجه عشقو دیدی برسون سلام ما رو بهش بچه ها فکر میکنن پدرا وزیر نفتن اینا پیشرفت نیست اینا عقب گرده... خواهم که ز غم شوم آزاد از جور و ستم همه فریاد چون هستیه من شده برباد... دیگه ریخته توی دله من هرچی درده دلیلش به هفت ساله پیش برمیگرده من تو فکر این که واسه مهمون غذا داریم؟ به یکی گفتم تو بیا بین مردا یک باش مهم نیست که پدرم ازت 7 تا چک داشت نصف پولو بده منصف باش با ما یه خورده گفت طلبکار بابات بوده حالا که مرده قلم کلماتو میاره و میگریسم اینا باعث گلوم پر از بغضیشه که ببنده به دهنم راه اکسیژن منظورم اینه از اینجا دارم خاطره ی بدی ولی هه اینجا سرزمینو وطنمه ایران تنها دلیله وجود بدنمه... خواهم که ز غم شوم آزاد از جور و ستم همه فریاد چون هستیه من شده برباد... دیگه ترس برخورد و رفتار روابط ما داره کثیف تر میشه از هوای تهران بعضی میگن که ایران یه قفس باید از اینجا بری تا بکشی یه نفسه راحت ولی این برمیگرده به پول نفتو بنزین تو سختیا بکنیم پشت همدیگرو خالی ولی بیا جلو خودتو بساز میتونی چرا واسه پول همدیگرو قصاص میکنیم؟ پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی... میدونم اینو غرور ما ایرانیا به گذشته ی ماست به تاریخ ماست ولی به خدا اون دیگه گذشته الان ما چی هستیم الان واسه آیندمون چی داریم تا آینده ی ایران به اسم من و تو افتخار کنه...
اینا حرفای امروز و دیروزه برپا
با تنی خسه کوفته خشکیده میری
وقتی میبینم همو یه مشتی یارویاور
نگاهه ما به هم ديگه شده مثل قاتل
دیگه دور و بر ما پر حصبه باده
چه دخترا که تا میشنون اسم تاجر
عشق چیه بابا این حرفا رو ولش
چه پدرا که به زیر بار هزینه رفتن
هرکس اسم خودشو بغل کرده
ای داد از این همه بیداد
روزای گریه و اشک و عزاداری
خاطراتیه که تو دفترم مینویسم
شاید بین ایران و خاطرم رابطه ای ندی
ای داد از این همه بیداد
میگن اینا توی وجود ما رفته ارثی
که باعث از نبودن امنیت مالی
هموطن به خدا من هستم به سعوده تو راضی
بیا هموطن بیا دست همدیگرو بگیریم
::
نوشته شده در 86/11/03 توسط مـرتـضـی
|

کامران و هومن ---- من اگه نباشم من نباشم كي تو رويا موهاتو ناز ميكنه كي با بالهاي شكسته با تو پرواز ميكنه راست بگو من كه نباشم اخماي پيشونيتو كي مياد دونه دونه با حوصله باز بكنه من نباشم كي مياد ناز نگاتو ميخره كي مياد دنبال تو تو رو تا خورشيد ببره كي ميگه حقا هميشه با تويه واسه ي خاطر تو كي ميره پشت پنجره من اگه نباشم كي واسه هميشه تو رو ميپرسته كي برات ميميره كي نميشه خسته كي تو رو ميزاره روي دو تا چشماش كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش... من نباشم كي تحمل ميكنه خوار تو رو با رغيب رفتن و اذيتا و خواستار تو رو تو خودت داور ميدون شو بگو كيه كه جواب نده تلخي رفتار تو رو من نباشم كي برات قصه ميگه تا بخوابي كي مياد سراغ رويات تو شباي مهتابي كي بيداره تا تو خوابت ببره كي قايم ميشه توي ابرا كه راحت بتابي... من اگه نباشم كي واسه هميشه تو رو ميپرسته كي برات ميميره كي نميشه خسته كي تو رو ميزاره روي دو تا چشماش كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش... 
::
نوشته شده در 86/10/18 توسط مـرتـضـی
|

نوید و امید ---- سایه ی عشق يه وقت نشي خسته ي من بگي شدي زندونيم لحظه ي مرگمه اگه ارزون بشه گرونيم سايه ي عشق تو به من الهي هيچ وقت نشه كم نكنه درگيرم كني يه روزي با غصه و غم نگيره سرما دلتو باد ببره حوصلتو نذار يه وقتي سر بره بيرون كن از سر گلتو ميخوام كه تازه تر بشه روزامون از عمر گياه نقشي برامون نمونه به جز طعم قشنگيا... يه وقت نشي خسته ي من بگي شدي زندونيم لحظه ي مرگمه اگه ارزون بشه گرونيم...
::
نوشته شده در 86/10/18 توسط مـرتـضـی
|

::
نوشته شده در 86/10/17 توسط مـرتـضـی
|

یاس ---- به دنیا خوش اومدی يكي دو روزيه كه چشمات به آفتاب باز شدن حالا ديگه شروع داستان تو مادر و پدرت مثل پاسدار ديگه دور و بر توان چشم به آفتاب به خدا ميگن اينو كه بچه سالمه تو دورش كن از هر چي ظالمه گريه ميكني ميدونم من شير بهونست اشك تو واسه ورود به اين زمونست تو 9 ماهو تو تاريكي سر ميكردي بدوني كجايي همين الان برميگردي تو فردا درياي دردا رو درياب تنهاي تنها هستي تو بدون اينو پس تو وقتي رفتي به سمت سختي يا درگير هستي تو دست تقدير و بعد ميفهمي فردي زخمي غمگين تسليم هستي... اگه پسري بابا ميگه اين عصاي دسته اگه دختري ميموني توي فضاي بسته حرف ياس حالا به حقايق وصله تولد تو فقط واسه بقاي نسله پس بهت اينو ميگمو ميرم كه اينه رسم زمين بي رگ و بي رحم يه چيزي داري ميبيني و ميگي عاليه اينجا عصر آدماي ديجيتاليه هر كي مياد واسه كمكت دست بگيره فردا ميخواد چند برابرشو پس بگيره گريه ها واست همه واسه رياست دوستي كه قبل گريه داشت پياز پوست ميكرد نميخوايم گلوي همو با حرص بدريم انگار اصلاً ديگه طلب داريم ارث پدري تو نميتوني چيزي بگي بابايي بتونه گريه كن تا مامان واست لالايي بخونه... منو كه بين پر حرف چهرم گلوم ميسوزه از مزه ي تلخ شعرم گوش بده حالا كه توي اوج حرفيم به خدا نميخوام بدم به تو موج منفي ولي بدون خيلي زود پير ميشي توجه كن كه خيلي زود دير ميشه عاقبت تولد تو عجله ميدوني چرا واسه بزرگ شدن عجله ميكني معصوم و زيبايي با دل پاك داري و مث ماهي قشنگي تو آكواريومي تو كاش بدوني پاك بموني وجود خودتو ذره هاي خاك بدونين چه تو روز روشن و چه آسمان تاريك به دنيا اومدي حالا شناسنامه داري توي دنياي پر درد و خشونتي ولي حالا كه اومدي پس خوش اومدي... "خواه با صداي من تو بنويس رپ از فرداهاي دور دست زندگي خواه تا بخونه بنويس رپ از فرداهاي دور دست زندگي" 
::
نوشته شده در 86/10/08 توسط مـرتـضـی
|

یاس ----- باید بتونیم( اینو حتماْ با حوصله بخون ) دلت گرفته ؛ مي فهمم منم مثل توام بدجوري غرقم باور كن منم مثل توام ولي ميدوني نبايد نا اميد بشيم باور كن بدتر غرق ميشيم اين اجازه رو به خودت نده نبايد بذاري... نذاري كه گره و گله تو دل تو بره كه به تو بگه نميتوني برسي بهشو ميگي بده به دل گله منده من و ميدو ميگم بشنو اينو حالا كه ياس تو رو ديد و اميد و ميدمو ميدونم معضل تو اينم ميدونم حل ميشه كمي حوصله كن چرا تو خودتي نيگاه ميكني به چي منم مثل تو ندارم ديگه پولي به جيب فكر ميكني فقط تو اسير غم و غصه اي بذار به تو نشون بدم همون پوستري از بچه اي گرسنه كه در حال مردنه يك لاشخور كه هست در انتظار خوردنش بيا نگاه كن به اون سو كه لازمه بچه هايي كه شدن دچار سوء هاضمه بيا منو ببين چرا راه دور بري برو از تاريكي همه چي رو تو نور ببين خيليا سر خاك پدر ريختن اشك تمساح بعد چهل به من نشون دادن خشم انسان حالا جاي اينكه بيان دست يتيمو بگيرن ميخوان من پست و ذليل بميرم اونا دور زدن همه ي فرصتن من ساده بودم اونا منو دور زدن وقتي سخته درآوردنه يه نون ساده منمو خرج يه خونواده ... بذار مهمونت كنم من تو رو يه جمله ديدي كه دلت ميگيره تو غروب جمعه وقتي كه ميشينم به مرور عمرم ميبينم هر روز من مث غروب جمعه ستو بن بستو ميبينم روبرومه طوري كه آدم از ادامه دادن توبه كنه زخمه من نميتونه بشه پانسمان از تو خوردم اينم از شانس ما يكي داره ميگه كه خودتو نباز مرد برو ديگه بالاي طبقه 12 نه اونقد داريم مث انصاري فضا بريم نه اونقد ...... مث شهرام جزايري ميدوني تير روزي مث سايه باز دنبالته ول كن اين زندگيو باز كن بالتو ياس خودتو بكشو راحت كن كارتو درسته و ديگه بايد مرد اما حسي ميگه به اين حرفا غلبه كن به جاش تمام آهنگو پر از كلمه كن و قلمتو وردار و بگو كه اين دردا تو رو آماده ميكنن واسه ي فردا آره من با درد خراشيده شدم و در عوض محكم و تراشيده شدم اين كه چيزي نيست من ديدم از اين بد تراش پله هاي ترقي واسم هر خراش... گرون مايه ترين تجربه ها نزد ياسه كه وايستاده كنار تو با عزم راسخ واضح واسه تو ميخونه تا بدوني ياس اومده با لنزه ويرونه ها تو ميدوني كه مشكل تمومي نداره نميشه رو سرت افقي و عمودي نباره اين ماييم كه با اين دردا كنار آييم وقت سختي صبر كن خشمو بذار پايين تو دوراهي زندگي كه راست و چپه برو به راست اسم خدا باز رو لبت هر اشتباهي واسه من و تو يه تجربه درسه خدا نميرسونه بار كج رو به منزل پس به كسب تجربه از صميم قلب مث درخت پر از ميوه بشيم خميده تر بايد اينو بدونيم كه بدترين شرايط زندگي من و تو آرزوي يكي ديگست... دل همه ي ما ها خونه ولي چه فايده برادر بايد رفت جلو بايد رفت جلو ميتونيم برسيم آره ميتونيم برسيم ميرسيم ما ميرسيم بالا ميريم بالا... 

::
نوشته شده در 86/10/02 توسط مـرتـضـی
|

شب چله ي
خوبي داشته باشيد. التماس دعا!
::
نوشته شده در 86/09/30 توسط مـرتـضـی
|

مث اسفنج مث مرجان مث دريا ميموني انقدر عزيزي كه هميشه تنها ميموني پشت چشم نازك نكن انقد واسه پروانه هات آخرش از كاروان خوشي ها جا ميموني پاسخ تو رو محاله كس ديگه بدونه حل تو من بلدم مثل معما ميموني چشم تو يه عالمه شعر قديم و نو داره مث حافظ مث سهراب مث نيما ميموني مث مجنون نميگم مجنون كه طفلي ناز نداشت تو يه دنيا ناز داري پس مث ليلا ميموني مث شاعري كه پرسيد پريا چشون شده مث هم صحبت شعراش مث آيدا ميموني سارا اسمش واسه وفاداريش 7 سالش شد اگه با وفا بموني مث سارا ميموني مث حوض تو حياط خونه مادر بزرگ مث عكس ماه كامل توي شبها ميموني دنيا رو به هم ميريزي وقتي از راه ميرسي مث طوفان مث شورش مث غوغا ميموني رقص موهات تو نسيم سمفوني عاشقيه مث اوج يه ترانه تو نت لا ميموني هر كجايي كه بري آسمونش پايين مياد چون همه دوست دارن هميشه بالا ميموني تو هميشه هستي و مال تمام قرنايي مث ديروز مث فردا مث حالا ميموني فال من تو روشنايي چشاي نازته مث نيتاي پاك شب يلدا ميموني چي ميشه يه شب بياي يه كم غرور و بشكني بگي كه واسه هميشه پهلوي ما ميموني مث الوند و خزر مث دماوند و دنا با شكوهي تو مث نخلاي خرما ميموني توي قطبم دست تو واسه سوزوندن كافيه اسم استوا مياد تو مث سرما ميموني اسم تو همه ميپرسن و نميتونم بگم توي شعرام هميشه با اسم زيبا ميموني مث حرمت صليبي واسه مريم و مسيح تو مقدسي مث اسم كليسا ميموني انقدر دوري ازم كه نميشه ببينمت مث رفتن روي ابرا مث رويا ميموني مث مسجد مث معبد مث گنبد مث نور تو مث قدم زدن رو شهر ابرا ميموني مث هر چي كه قشنگه مث هر چي كه گله مث هر چي عطر خوش داريم تو دنيا ميموني مث جنگل مث رودخونه مث درد كوير مث بارون مث آفتاب مث صحرا ميموني روز و شب بو ميشي و شبا كه ما شب بو ميخوايم مث پونه مث لادن مث مينا ميموني اينكه من چقد دوست دارم هنوز نميدونم آخه من نميدونم كه تو ميري يا ميموني خودنويسم ديگه جوهرش داره تموم ميشه نامه تم مث خودت باز واسه فردا ميموني يادمه اولين روز گونه هامو ترك كرديد وقتي ديديد ديوونه ام حرفامو باور كرديد خيالتون راحت شد كه بي شما ميميرم محبت از اون وقت كمتر و كمتر كرديد گفته بوديد با منيد حتي اگه نباشم كلاغ خبر مياورد شبو با كي سر كرديد شما دوستم نداشتيد از تو چشماتون مي باريد نميدونم شعرامو واسه چي از بر كرديد از هر جا مي گذشتيد گل به پاتون ميريختم شما به جاش تو قلبم هزار تا خنجر كرديد عزيز بوديد فراوون زجرم داديد چه آسون وجودتونو با زجر واسم عزيز تر كرديد به يادتون نمونده تو اون غروب پاييز پيش هزار تا شاهد دستم انگشتر كرديد چه روزايي كه شونم پناه اشكاتون شد رو زانوهاي خستم خستگي رو در كرديد انگار خوشي نميخواست من مزشو بفهمم يه روز كه گل ميدادم نداده پرپر كرديد چيزي نبود تا اون روز آروم بوديم و خوشبخت تمام اين كارا رو اون روز آخر كرديد پس نذرامون چي ميشه حتماً به يادتون نيست واسه ضريح آقا نذر كبوتر كرديد حق با شماست من كجا شما كجا و تقدير ميوه ي خوشبختي رو هميشه نوبر كرديد من كه چيزي نگفتم كه دلتون گرفته اين اولين بار كه شما با هم قهر كرديد همون كلاغه ميگفت يه جا شما رو ديده انگشترو تو دست يه كس بهتر كرديد من كه پسش ندادم دادم به همسايتون گفتم ديگه درست نيست شما ما رو پر كرديد يه چيزي مينويسم خدا منو ببخشه اگه يه وقت بهم خورد منتظرم برگرديد ...
::
نوشته شده در 86/09/30 توسط مـرتـضـی
|

مجید خراطها ---- دلیل رفتنت نه باورم نميشه كه تو منو از ياد ببري تولدم شد بي وفا از تو نيومد خبري چشماي من خشك شد به در حالا كي بي وفا تره بال و پرش دادم ولي ديگه واسم نميپره اينو بدون دستاي من گرمي دستاتو ميخواد تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو يادت بياد حتي ديگه خدامونم به دادمون نميرسه گريه نكن كه دستمون به دست هم نميرسه تو رو خدا بهش بگين صبر منم سر اومده خدا به من بگو چرا خوشي به من نيومده بهش بگين سراغشو از كس و ناكس ميگيرم بهش بگين اگه نياد تند كنارش ميميرم آخه چرا نگاه اون چنگي به دل نمي زنه ميگن يكي تو قلبشه جونمو آتيش ميزنه تو رو خدا ازت ميخوام دست توي دستاش بذارم جز آرزوي ديدنش هيچ آرزويي ندارم بازم ميگم دوست دارم كاش عشقمون جون بگيره برگرد بيا به كلبمون تا سر و سامون بگيرم ببخش اگه قسمت نشد توي چشات نگاه كنم يا سر رو شونت بذارم اسم تو رو صدا كنم تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود جز تو آخه كيو دارم دليل رفتنت چي بود اون كه نخواست پيشم باشي بايد خودش صبرم بده خدا گرفتي عشقمو جواب قلبمو بده... 
::
نوشته شده در 86/09/30 توسط مـرتـضـی
|

شادمهر عقیلی ---- مشکوک يه نفر هست مث يه سايه يه نفر هست مث آوار يه نفر هست مث يه ديوار يه نفر هست آره انگار مشكوكم مشكوكم به تو نميتونم بمونم با تو مشكوكم مشكوكم به تو نميدونم با كي هستي تو... دنيامو كردي زير و رو حتي نذاشتي آبرو تو نميخواي منو تا ما شيم آخه چرا بهم بگو ... مشكوكم مشكوكم به تو نميتونم بمونم با تو مشكوكم مشكوكم به تو نميدونم با كي هستي تو...
::
نوشته شده در 86/09/24 توسط مـرتـضـی
|

محسن یگانه ---- ای خدا دلگیرم ازت اي خدا دلگيرم ازت آي زندگي سيرم ازت آي زندگي ميميرمو عمرمو ميگيرم ازت اين غصه هاي لعنتي از خنده دورم ميكنن اين نفساي بي هدف زنده به گورم ميكنن چه لحظه هاي خوبيه ثانيه هاي آخره فرشته ي مردن من منو از اين جا ميبره آي خدا دلگيرم ازت آي زندگي سيرم ازت آي زندگي ميميرمو عمرمو ميگيرم ازت چه اعتراف تلخيه انگار رسيدم ته خط وقت خلاصي از همه ست آي دنيا بيزارم ازت...
::
نوشته شده در 86/09/06 توسط مـرتـضـی
|

احسان خواجه امیری ---- میشه حس خوبي دارم به تو كه نزديكي ميشه دستاتو گرفت توي اين تاريكي ميشه تا آخر عمر با خيالت سر كرد ميشه عاشق موندو عشق رو باور كرد تا تو هستي جز تو همه چي ممنوعه ست عشق دل كنده از اين كوچه باغ بن بست من توي آغوشت گرم بودم يا سرد كاش شب ميفهميد روز باور ميكرد بغض يه دنيا رو از دلم كم كردي من فقط من بودم منو آدم كردي عشق بي حادثه نيست من خيانت كردم اگه يادم باشي زود بر مي گردم اي خدايي كه برام تو شبا فانوس هل ميشم وقتي تو منو مي بوسي...
::
نوشته شده در 86/09/06 توسط مـرتـضـی
|

علیرضا و حمیدرضا ---- دلبر رفتن تـــــــو يعني مردن واسه من يعني بذار تا هرچي مردم ميخوان بگن موندن تــــــو يعني عشق تو بهشت يعني آخر آخر هر چي سرنوشت نرو نرو دلم ميگيره بازم واسه ي همه ي اون اخم كردنات بيا بيا بمون هميشه با من ميدونم كه دلم تنگه برات حالا دلبري نكن ناز نگي رازي از دلم باز تو كه رفتي منو گذاشتي تنهايي با ساز... رفتن تـــــــو مث بوي خزون مث روزاي آخر ماه مهربون موندن تــــــو يعني بوي بهار يعني ستاره ي من هميشه موندگار نرو نرو هميشه بمون كنارم تخت سليمونو بخواي ميارم بيا بيا ميدوني كه با وجودت همه ي بدي هات دوست دارم حالا دلبري نكن ناز نگي رازي از دلم باز تو كه رفتي منو گذاشتي تنهايي با ساز...
::
نوشته شده در 86/09/05 توسط مـرتـضـی
|

مجید خراطها ---- مسافر قسمت نشد ببينمت خدانگهداري كنم فرصت نشد بمونم و از تو نگهداري كنم گفتم اگه ببينمت دل كندنم سخته برام اگه يه وقت بگي نرو رفتن پر از درد برام گفتم صداتو نشنوم نديده ام از پيشتم پشت سرم زاري نكن چيكار كنم مسافرم من ميرم ولي باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطر من فراموش نميشه گل من خوب ميدوني بي تو تك و تنهام عزيزم اگه تو نباشي ميميرم نامه رو تا تهش بخون گريه نكن طاقت بيار نامه رو خط خطي نكن دو جمله رم دووم بيار باور نكن يه بي وفا نامه ميزارم و ميرم قسمت زندگيم اينه به كي بگم مسافرم سهم من از تو دوريه تو لحظه هاي بي كسي قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نميرسيم من ميرم ولي باز تو بدون هميشه ياد تو از خاطر من فراموش نميشه گل من خوب ميدوني بي تو تك و تنهام عزيزم اگه تو نباشي ميميرم... هميشه زنده ميمونن با ياد تو ترانه ها منو ببخش اگه بدم اشكام چكيد رو نامه هات ديگه تموم شد فرصتا خاطره هام پيشت باشه تموم خاطرات خوش خدانگهدارت باشه
::
نوشته شده در 86/09/05 توسط مـرتـضـی
|

احسان خواجه امیری ---- باور نمیکنم نـــــــــــــــــه... اين قرارمون نبود تو بي خبر بري من خسته شم كه تو بي همسفر بري نــــــــــــــــه... اين قرارمون نبود من رنگ شب بشم تو سر سپرده شي من جون به لب بشم باور نمي كنم اين تو خود تويي اين تو كه از خودش بي خود شده تويي باور نمي كنم عشق مني هنوز گاهي به قلب من سر ميزني هنوز وقتي زندوني تو هوس مثل پروازي تو قفس اين رسم همراهي نشد اي هم نفس وقتي قلبت از من جداست سرگردونه بي همصداست انگار دستت با دست من نآشناست...
::
نوشته شده در 86/09/05 توسط مـرتـضـی
|

سلام ...
من موندم این یارو رضا راد چيكار كرده كه همه اين آهنگ شادي حرومشو دوس دارن البته خودمم جزو اون همه ام !
خلاصه بگم كه به دستور فرزانه خانم (روح تكيده) و نازيلا جون لينك آهنگش اين دور و براس خواستي بزن روش .!.
من اينجام...................... (با اجازتون غير مستقيمه)
نظر نداديم ندادي !!!
التماس دعا.
::
نوشته شده در 86/09/04 توسط مـرتـضـی
|

میلاد امام رضا بر شما مبارک . میلاد آنکه ایران هر چه دارد به برکت وجود اوست. 





::
نوشته شده در 86/08/29 توسط مـرتـضـی
|


بوسه اسم است چون عمومی ست !
بوسه فعل است چون هم لازم است و هم متعدی !
بوسه حرف تعجب است چون اگه ناگهانی باشه طرف رو مات و مبهوت میکنه !
بوسه ضمیر است چون از قید انسان خارج نیست !
بوسه حرف ربط است چون دو نفر رو به هم متصل میکنه !
بقیه عکسا رو تو ادامه مطلب ببین ...
::
نوشته شده در 86/08/15 توسط مـرتـضـی
|

احسان خواجه امیری ---- جدایی اگه دســـــــتم به جدايي برسـه اونو از خاطره ها خــــــــط ميزنـم از دل تنــــــــگ تمـــوم آدمـــــــــا از شب و روز خدا خط ميـــــــزنم اگه دستم برسه به آســـــــمون با ســــــــتاره ها قيـــامت ميكنم نمــــيذارم كسي عاشــق نباشه ماه و بين همه قســـــمت ميكنم وقتي گاهي من و دل تنها ميشيم حرفـــــاي نگفتني رو ميشه ديــــد ميشه تو ســــكوت بين عادتــــــــا خيــــــــلي از نديدنيها رو شــــنيد قصــــــــه ي جايــــي ما آدمــــــــا قصه ي دوري ماســـت از خودمون دوري من و تو از لحظه ي عشـــق قصه ي ســـــــــادگيه گمشده ها...
::
نوشته شده در 86/08/15 توسط مـرتـضـی
|

حسین تهی ـ امیر تتلو ---- زنجیر تو ميدوني كه من بي تو ميميرم نرو نرو پش من بمون بي تو صدام سرده نرو نرو دوست دارم اينو خوب بدون كه من بي تو هيچم عشق من تويي تويي تو فقط تو منو تنهام نذار كه نور شبهامه اون چشم ناز تو من بي تو مث تك درخت تنها ميمونم تنها تو دشت غمها و تنها بي تو ميميرم تو شبها من و تو ميتونيم با هم پرواز كنيم نرو تو بذار عشقمونو با هم آغاز كنيم من و تو ميتونيم بسوزونيم همه غمها رو نرو تو تا روشن كنيم با هم همه شمعها رو بدون عشق من و تو مث زنجيريه كه هيچ وقت پاره نميشه و پس ميبيني كه اين تصميميه كه توي زندگيم دارم تو هميشه باشي توي زندگيم با من آخه اگه تو نباشي دلم تيكه تيكه اس بايد بموني با من نمونه تيغ تيزتر تهي وقتي نيستي بد ميشه دير كرد بعد تو نمياد تو دلم ديگه هيچكس پس از ته دل تو رو دوست دارم رو احساسم واست پا گذاشتم چون فقط ميخواستم با تو باشم آخه با تو همه غمها بايد واگذار شن آره فقط تو رو ميخوام و گوش كن جونم نذار دشمنا پشت ما موش بدوونن چون نميخوام ناراحت بشي از دست من عشق من نميخوام تو رو از دست بدم بذار همه بدونن كه عشق ما مث عشق قصه هاستو من تو رو ميخوام و تو منو ميخوايو هر جا تو بري من مثل سايه دنبالت ميام بذار همه بدونن كه بين ما دوري و دشمني معنا نداره با من به جز تو قلب پاك و عزيز از هيچ كس نميخوام من بي تو مث تك درخت تنها ميمونم تنها تو دشت غمها و تنها بي تو ميميرم تو شبها من و تو ميتونيم با هم پرواز كنيم نرو تو بذار عشقمونو با هم آغاز كنيم من و تو ميتونيم بسوزونيم همه غمها رو نرو تو تا روشن كنيم با هم همه شمعها رو
::
نوشته شده در 86/08/08 توسط مـرتـضـی
|

رضا راد ---- شادی حرومه رفتم و تنهات ميزارم با يه دنيا گله واسه دست كشيدن از عشقت چاره شد فاصله روزي كه چشماتو ديدم چشم از همه بريدم اما دريغ از عشق تو ديگه تمومه شادي حرومه به قلب خستم زدي نشونه جونم" ديگه نميخوام دل ديوونه از خاطراتم چيزي بمونه جونم" اي واي از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو حيف از دلي كه با جونم مي رفت به راه تو حالا كه دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم ميخوام بدوني چشمامو روي تو بستم رفتي و قلب تو تنهاست بين اين همه سياهي حالا ببين بدون من چه سخته بي پناهي روزي كه دل كندي از من گفتي آسونه رفتن اما دريغ از عشق من ديگه ندارم عشقت به سينه رو قلب زخميم نشسته كينه اي واي" ديگه نميخوام بمونه يادم عشق سياهت داده به بادم اي واي" اي واي از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو حيف از دلي كه با جونم مي رفت به راه تو حالا كه دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم ميخوام بدوني چشمامو روي تو بستم ...
::
نوشته شده در 86/08/07 توسط مـرتـضـی
|
